در پیرامون رباعی

جایی برای رباعی و پیرامونیاتش

خیام از دیدگاه دیگران

درباره خیام
  • عارف قزوینی: «عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده‌ست// جز جام، به کس‌دست، چو خیام نداده‌ست// دل جز به سر زلف دلارام نداده‌ست// صد زندگی ننگ به یک نام نداده است»
  • فارس: بی‌شک حکیم عمر خیام نیشابوری را می‌توان از بحث ‌برانگیزترین چهره‌های ادبیات کهن فارسی به حساب آورد.
  • یاحقی: به جریان خیام اعتقاد داریم نه به شخصی به نام خیام.
    • خرمشاهی: حافظ شارح خیام است.
    • نفیسی: خیام نام ایران را تا ابد زنده می‌دارد.
    • اسلامی ندوشن: باید تصورات عوامانه درباره خیام را به ‌دور افکند.
  • «خوشا به حال آمریکا که مردمانی در آن یافت می شوند که در بحبوحهٔ زندگی امروزی فرصت مطالعهٔ این فیلسوفان روزگار گذشته را پیدا می کنند، و چراغ عقل و خرد آنان را که قرنها پیش برافروخته شده، در جهان روشن نگه می دارند. اهالی ووستِر بابت سهمی که شهروندان این شهر در آثار دلنشین فرهنگی داشته اند، می توانند بر خود ببالند.»[۱]
  • اندرو لنج(از اعضای باشگاه عمر خیام لندن )در مراسم کشتِ گلهای سرخی که از نیشابور آمده بود بر سر مزار ادوارد فیتز جرالد این رباعی را سرود:

«گمان مبر که مردم عاقل آرام، شاد و خرسند توانند بود، زیرا چگونه//ما انگلیسیها(ی عبوس و سودازده) می توانیم مانند خیام//شاعر بادهٔ سرخ و گل سرخ باشیم که روزهایش//نه چون ما، به عیش و شادمانی طی شد؟»

  • ادمند گاس، یک دیگر از اعضای باشگاه لندن که در مراسم گلکاری در بولج حضور داشت، رباعی زیر را سرود:

«فرمان بران اینجا،ای گًلِ تربتِ خیام//درویشی ترا از فراز امواج(فضای) ایران آورد//فرمان بران با غروری نو،چه،اینجا قلبی(است که)//شکوهی دو چندان به استادت بخشید»[۲]

http://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85  منبع:ویکی گفتاورد

شعری از فریدون مشیری درباره خیام
 

فریدون مشیری درباره‌ی خیام چنین سروده است:

حکیم نیشابور

چون صبح نیشابور ، دلی روشن داشت

همواره پیام‌آور بیداری بود

وارستهء دل به زندگانی بسته

آن لحظه شناس دم غنیمت دان را

بیدارتر از روان بیدار جهان

چشم از همه شو گشاده در کار جهان

هر چند به اسرار جهان راه نبرد

دانست چگونه خوب می باید زیست

بسیار اگر زمی ، سخن گفت و ستود

دنبال نجات لحظه ها می گردید

گرگوش کنی ، هر سخنش فریاد است

گر در نگری ان چه در اندیشه اوست

بر جان ، زپرند علم ، پیراهن داشت

تاریکی خواب جهل را دشمن داشت

جز مرگ زدام هر چه باور رسته

نیروی یقین به زندگی پیوسته

با نور خرد رفت به دیدار جهان

یک ذره نبرد ره به اسرار جهان

دانست چگونه راه بایست سپرد

دانست چگونه خوب می باید مرد

می در معنا ، نمادی از شادی بود

جان را به نشاط ، رهبری می فرمود

خلق که فریاد به گوشش باد است

پیکار بزرگ داد با بیداد است

 

از این آدرس


ارنست رنان : خیام نمونه برجسته آزاد اندیشی آریاییها بوده است . او پیوسته میکوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر اعراب رها کند .

عمادالدین کاتب قزوینی در کتاب خریده القصر که مربوط به شعارای اسلامی است و 55 سال بعد از مرگ خیام نوشته شده است ( 570 هجری ) می گوید : عمر خیام در عصر خود بی مانند بود و در علم نجوم و حکمت ضرب المثل زمان .

ابوالحسن بیهقی : خیام مسلط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات بود .

زمخشری دانشمند معروف : خیام را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نامیده است .

قفطی در تاریخ الحکما در قرن ششم میگوید : امام خراسان ( خیام ) و علامه دوران بر دانش یونان مسلط بود و باید در سیاست مدنی از او پیروی کرد . او خداشناسی را در اجتناب از شهوات جسمی میدانست . که این امر مستلزم تزکیه نفس است .

عروضی سمرقندی در زمستان 508 سلطان کس بفرستاد تا خیام را بیاورند تا درباره رفتن شکار سلطان نظر بدهد و هوا را بررسی نماید . در جای دیگر خلیفه بغداد برای جنگ با دشمنان از حاکم سلجوقی کمک میخواهد و او منجمان را احضار میکند که نظر دهند ولی نظر آنان منفی بود و حاکم خشمگین شد . منجمان گفتند اگر باور ندارید از امام خیام نظر بخواهید نظر ما نظر اوست .

اتمام التتمه : فیلسوف حجه الحق عمر بن ابراهیمی خیام از تمام حکمای خراسان بالاتر و پرمایه تر و در ریاضیات بر همگان فزونی داشت . روزی درباره معذوتین ( آیات قرانی ) از خیام سوال شد و او ساعتها درباره اش بحث نمود به طوری که همگان شگفت زده شدند .

محقق روسی یوگنی برتلس در مقدمه کتابش درباره خیام میگوید : برهمگان واضح است که خیام ریاضی دان و فیلسوف ایرانی در روزگار خود با چه دشواریهایی روبرو بوده است . حتی مورخین شریعت اسلامی تفکرات او را مارهای زهر آگین و گزنده شریعت اسلام میدانستند . به نظر میرسد خیام در جلسات علمی اش سروده هایی جنجالی میگفته است که آنها از ترس حاکم شرع دهان به دهان آنرا چرخانده اند و امروز به ما رسیده است .

معتبرترین اسنادی که درباره خیام نوشته اند عبارت است از : مرصاد العباد - تاریخ جهانگشایی جوینی - تاریخ گزیده - نزه المجالس - مونس الاحرار و . . .

 فيتز جرالد
نخستين كسي كه به خيام اعتبار بخشيد و رباعياتاو را از لحاظ محتوا، ترجمه و تقسيم بندي كرد، فيتزجرالد بود. خيام از نظر فيترجرالد: خورشيد طلوع مي كند و ميكده باز مي شود. خيام متفكر است و در بحر فكر فرومي رود و شراب مي نوشد. از فنا پذيري زندگاني و عجز عقل از حل معماي هستي متاثراست، خشمناك مي شود، عاصي مي شود و به بيان انديشه و احساسات مي پردازد. بعدمستي او فرو مي نشيند و چون شب فرا مي رسد و ماه طلوع مي كند، خيام در درياي اندوهو غصه غوطه ور مي شود.

كريستين سن
محقق دانماركي كه رباعيات خيام را ازحيث مضمون دسته بندي كرده است؛ از قبيل: انسانيت پشيماني و عصيان و
كريستينسن در مورد خيام گفته است: « چگونه ممكن است فردي كه مالك مشاعر خويش است اين همهتصورات متناقص داشته باشد».
در پيرو سخنان كريستين سن بايد گفت كه رباعياتخيام از لحاظ كيفيت و كميت بسيار متنوع است. صادق هدايت در توجيه اين تنوع اينگونه اظهارنظر كرده است: « هر كسي كه شرابي نوشيده و مست شده و ترانه اي را سروده، از ترس تكفير، آن رباعي را به خيام نسبت داده است.»

خاقاني
خاقانيدر مورد خيام اينگونه سخنسرايي كرده:
«هزار سال آسمان و اختران بايد بگردند تااز آسياب دنيا يك دانه سالم بسان عمر خيام بيرون دهد».

آناتولفرانس
آناتول فرانس، سلطان نثر فرانسه با اشاره به اشعار عصياني خيام مي گويد: رگه هايي از نهليستي در رباعيات خيام وجود دارد.

پير پاسكال
پير پاسكالنيز همچون آناتول فرانس بر اين عقيده است كه خيام يك شاعر نهليستي است. وي بااشاره به اين رباعي خيام:
چون حاصل آدمي در اين دير دو در جز خون دل و دادنجان نيست دگر
خرم دل آنكس كه نيامد به وجود آسوده كسي كه خود نزاد از مادر
ميگويد كه ريشه تمام نيست انگاري ها از رباعيات خيام سرچشمه مي گيرد.

نيكلا
نيكلا مترجم فرانسوي رباعيات خيام معتقد است: خيام يك صوفي است كه عشق الهي رابه لباس شراب و ساقي نشان داده است.

شمس تبريزي
شمس تبريزي: خيامسرگردان است؛ مؤمن نبايد سرگردان باشد.

قاضي جمال الدين
قاضي جمالالدين نيز همچون متشرعين اشعار فلسفي خيام را به مثابه ماران خوش خط و خالي برايمذهب مي داند كه نبايد جوانان به دنبال آن بروند.

پروفسور كاول
پروفسوركاول خيام را از لحاظ قريحه و نبوغ يكي مي داند و اعتقاد دارد هر دو مرداني با خردو دل آگاهند.

محمد تقي جعفري
محمد تقي جعفري خيام را فيلسوف و مرديمذهبي مي نامد.

پروفسور كامپوري
پروفسور كامپوري گفته كه خيام به زبانيوناني احاطه داشته است. وي در مورد او مي گويد كه خيام به ارسطو، افلاطون،آپولونيوس عشق مي ورزيد، و پيرو فلسفه مشايي بوده است.

ويكتوربرار
ويكتور برار خيام را ولتر اسلام مي نامد. «ولتر عارفي همچون حافظ بوده كهعليه كليساي كاتوليك شوريد».

آلفرد تني سون
آلفرد تني سون خيام را عارفكبير خوانده است.
حتا كساني نيز قائل به وجود 2 خيام بوده اند. آن ها خيامشاعر را از خيام فيلسوف جدا دانسته و حتي وجود خيام شاعر را نيز انكار كرده اند واشعار وي را به چند نفر نسبت مي دهند.

 

جهاني ستان خيام را

كه انديشه ها بي كم و كاست گفت

پسنديد هر چيز را در جهان

نترسيد از هيكچس راست گفت

دل عالمي را بشعري ببرد

چرا چون دلش هر چه ميخواست گفت

محمد هاشم ميرزا افسر


برچسب‌ها: خیام, خیام از دیدگاه دیگران
+ نوشته شده در  ساعت 1:19  توسط مهدی  |